- ۰ نظر
- ۲۱۷۴ نمایش
اینگونه شروع شد.
ما تو چه زمونه ای داریم زندگی میکنیم؟ چرا آدمها اینقدر بی روح شده اند و فقط به منافع خودشان فکر میکنند؟
داشتم به کارهای روزمره خودم رسیدگی می کردم که ناگهان در یک کانال(خبر فوری) خبر فوت مهرداد اولادی بازیکن اسبق پرسپولیس و ملوان انزلی منتشر شد. اولش گفتم خب اینم یک شایعه ی دیگه و طبیعتا چند ساعت دیگه تکذیب میشه.اما بلا فاصله سایت "موسیقی ما" نیز این خبر رو منتشر کرد و چون این سایت هیچ ربطی به ورزش و اولادی نداشت شک کردم که
فریلنسر به کسی گفته میشود که برای خود و بصورت پروژهای کار میکند. فریلنسر فردی است که یک حرفه و تخصص مثل عکاسی, نویسندگی, طراحی, برنامه نویسی, گرافیک, ترجمه دارد و به صورت پروژه ای و آزاد برای دیگران کار میکند.
فریلنسینگ میتواند یک شغل تمام وقت یا پاره وقت باشد. در واقع به کارهایی که میتوانید در خانه و به صورت آنلاین و از راه دور انجام دهید, فریلنسینگ گفته میشود.
مزیتهای فریلنسینگ
شما برای خود کار میکنید، هر جا که دوست داشته باشید کار میکنید، و روی هر پروژهای که دوست داشته باشید کار میکنید.
هیچ مدیر یا رئیسی بالای سر شما نیست. درآمد شما حد و مرز ندارد و شما میتوانید با انجام پروژههای بیشتر و تخصصیتر، درآمد بسیار بالایی داشته باشید.
معایب فریلنسینگ
شما میبایست همه کار را خودتان انجام دهید: حسابداری، بازاریابی، فروش، انجام پروژه، ارتباط با مشتری و …
ممکن است زندگی و کار شما با هم ترکیب شود بنابراین مدیریت زمان برای شما خیلی مهم است.
شما همکار یا هم تیمی نخواهید داشت و هر روز در شرکت وقت تلف نمیکنید تا آخر ماه حقوق بگیرید. اگر پروژه درست و به موقع انجام نشود، کارفرما دیگر با شما کار نخواهد کرد.
منبع: poonisha.ir
چند روزی میشه که دارم وبلاگ و سایتهای خاصی رو دنبال میکنم و به یک نکته قابل توجه رسیدم که دیگه کم پیدا میشه وبلاگ هایی که نویسنده هاشون با عزم راسخ به نوشتن ادامه بدن و اتفاقا خوب هم بنویسن ، اما هستن عزیزانی که چند ساله دارن مینوسن و بی هیچ چشم داشتی در حال نوشتن هستند.حال میخواد دلنوشته باشه یا روز نوشته یا خاطرات و یا مقالات خودشون.مهم اینه که مینوسن نه واسه اینکه بازدیدکننده های سایت یا وبلاگشون رو بالا ببرن،نه واسه اینکه رنک گوگل بگیرن یا رتبه الکساشون بره بالا فقط واسه اینکه حس میکنن بهترین کار ممکن الانشون نوشتنه.
اگر از کسی سوالی بپرسین، چارهای نداره جز اینکه جواب بده. شاید جوابی به زبون نیاره – شاید حتی جوابی نداشته باشه – اما سوال در ذهنش حک میشه، مثل گودالی که باید حتما پرش کرد.
به همین شکل، ما دائما از خودمون هم سوال میپرسیم. و هر چیزی که بپرسیم، مغز ما چارهای نداره جز اینکه سعی کنه جواب بده. فرض کنین از خودتون بپرسین:
«آخه من چه مرگمه؟»
زمان مطالعه : 3دقیقه
شاید این فقط نظر من باشه، اما به نظر من ما در فرهنگی زندگی میکنیم که به اشتباه، برای ۱۰۰۰ ایده ارزش بیشتری قائل هست تا ۱۰ ایده ناب.
بدون شک برای این باور عمومی یه دلیلی هست. ادیسون و تیم مهندسینش روی ۱۰،۰۰۰ ایده مختلف کار کردن تا سرانجام جنس رشتهی ایدهآل برای لامپ حبابی رو کشف کردن.
مهلت داشتن باعث میشه حجم کار خودتون رو برنامهریزی کنین تا بتونین حتما تا موعد تحویل تمامش کرده باشین. کار کردن مداوم با سررسیدهای مشخص باعث میشه مدیریت زمان و مهارتهای سازماندهی شما بهتر بشه. و همینطور به شما کمک میکنه یاد بگیرین که چطور زیر فشار کار تمرکز کنین و دچار دلهره نشین.
برای خود ما، گذاشتن مهلت مشخص باعث شد با جدیت بیشتری کار کنیم و حتی اضافهکاری کنیم تا بتونیم کارها رو به مهلتش برسونیم.
تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی هر چیزی که در جستن آنی آنی
به نام ایزد منان
بعد از مدتها وبلاگ نویسی در فضاهای مختلف این بار شروع میکنم به نوشتن با اسم خودم:اشکان عاشوری
تو زمونه ای که همه یا نه اکثریت دنبال کپی کاری هستند و یا عده ای حرف هایی رو میزنن که نمیتونن در دنیای واقعی روش بمونن تصمیم گرفتم این بار با اسم خودم بنویسم چون اینجوری حس میکنم مسئولیت چیزهایی رو که میگم قبول میکنم.
اغلب نوشته ها و مطالبی که در این وبلاگ میبینید نوشته های بنده و نظرات شخصی خودم هست و امیدوارم روی ذهن های شما تاثیری نگذارد چراکه ممکن است بدیهایی داشته باشد و خوشحال میشوم اگر در مسیر مثبتی بود و در شما نیز تاثیر مثبتی گذاشت با من در میان بگذارید.
اما اینکه چرا وبلاگ؟و نه یک سایت شخصی؟